چه رشته ای؟(1)

داشتیم با دوستان محترم در مورد آینده حرف می زدیم.آینده ای که حداقل واسه ما چند نفر به کنکور و دانشگاه بستگی داره و تا وقتی که این قسمت از آینده مشخص نشه فکر کردن در مورد بقیه اش یه کم سخت و مبهمه.

داشتیم می گفتیم هر کس چه رشته ای دوست داره و آخرش می خواد چی کاره بشه.البته نمی دونم واسه خیلی از بچه ها علاقه ی خودشون مهمه یا حرف مردم؟ یکی از بچه ها که خیلی هم درس خونه گفت:من می خوام مهندسی پزشکی بخونم.خیلی رشته ی خوبیه(من نمی دونم دقیقا منظورش از رشته ی خوب چی بود؟) یکی از بچه ها گفت:تو می خوای این رشته رو بخونی که باهاش کلاس بذاری یا ... حرفش رو قطع کرد و گفت:چه ربطی به کلاس گذاشتن داره.علاقه دارم.بعدش هم می خوام کار کنم. گفتم اگه بتونی کار کنی که خیلی خوبه.البته اگه بتونی.ولی بهتره زحمت نکشی. اولا باید کلی درس بخونی و فسفر بسوزونی.بعدش هم کلی بگردی تا کار پیدا کنی.اگه خدا دوست داشت و از اون مهمتر پارتی خوب داشتی و کار واست پیدا شد و همه چیز خوب پیش رفت و آدم فعالی بودی و تونستی یه طرح خوب بدی و آخرش هم یه وسیله ای بسازی بعدش باید صبح تا شب دعا کنی که ازش جایی استفاده کنن.خوب واسه چی این کارا رو بکنی؟ اون وسیله ای که قراره با هزار جور بدبختی تو ایران بسازی یه مدل بهتر و پیشرفته ترش رو وارد می کنن.این که دیگه کاری نداره. بچه ها خندیدن و گفتن پس بریم در هر چی کارخونه تو ایران هست تخته کنیم. از این طرف می سازیم از اون طرف هم وارد می کنیم.

یکی دیگه از بچه ها گفت:من دوست دارم فیزیک هسته ای بخونم. مطمئنا تا چند سال دیگه به این رشته بیشتر نیاز پیدا می کنیم. بچه ها گفتن:اوووووه. بابا آینده نگر.بابا انرژی هسته ای. بهش گفتم:فقط اگه یه روزی به یه جایی رسیدی و پات تو نیروگاه هسته ای وا شد جون عزیزت نذار این زباله های هسته ای رو هر جایی خالی کنن که بعدش خدایی نکرده لرزش و این جور چیزا پیش بیاد و اسمش هم بذارن زلزله!!! اون هم گفت:باشه فرزانه جون یادم می مونه. اصلا زباله ها رو هر شب ساعت نه میذارم جلوی نیروگاه شهرداری خودش میاد می بره. بعدش هم هر اتفاقی افتاد می گیم تقصیر شهرداریه.به ما مربوط نیست.ما فقط یه هدف داریم: انرژی هسته ای حق مسلم ماست به هر قیمتی که شده!

(این بحث همچنان ادامه داره.بقیه ی بحث رو میذاریم واسه هفته ی بعد.شاد و پیروز و شکلاتی باشیدچشمک)

/ 10 نظر / 8 بازدید
آبرا

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو آبرا[گل]

شهرام هخامنش

درود بر تو با پیشنهادنون در مورد گذاشتن زباله های هسته ای ساعت 9 کاملا موافقم . احتمالا در زلزله بم یادشون رفته بوده ساعت 9 زمان جمع آوری زباله هاست . شاد زیوی

پسرک می فروش

سلام به فرزانه امیدوار[گل] امیدوارم با امید به آینده و توکل به خدا هر روز موفق تر از دیروز باشی......محمد

کتایون

من فکر میکنم انتخاب رشته باید دقیقن مطابق علاقه ی بچه ها باشه. سعی کنین ببینین توی کدوم درسه که واقعن گذر زمان رو حس نمی کنین؟‌ حتمن حتمن توی همون درس رشته ی دانشگاهی تونو انتخاب کنین. کاری فعلن به کار بعدش نداشته باشین. اگه واقعن بتونین رشته ی مورد علاقه تونو کشف کنین بقیه ی چیز ها خود به خود ردیف میشه[چشمک]

مهرداد-عشقولانه

داشتم واسه آشناییت پست اولتو میخوندم خیلی باحالیا دمت گرم ف یه جورایی مثل خودمی

آیدا

سلام.مطلب جالبیه منتظر بقیه اش هستم...[لبخند]راستی نگفتی خودت چه رشته ای دوست داری؟[چشمک]

[?]

به اون دوست عشق مهندسي پزشكي بگيد با خودش رو راست باشه ببينه واقعا دوست داره؟ اصلا ميدونه مهندسي پزشكي چيه ؟ رشته واقعا قشنگيه "ولي افتاد مشكلها..." بهتر خوب تحقيق كنين، راجع به هر رشته اي. از طرف يك كارشناس ارشد مهندسي پزشكي-بيو الكتريك (چند روز ديگه سر ميزنم همينجا، اگه سوالي بود...)

فرزانه

ببخشید خانم یا آقای کارشناس ارشد مهندسی پزشکی میشه خودتونو معرفی کنین؟؟

[؟‍]

به نظرم زياد مهم نيست... فقط مي خواستم كمك كنم كسايي كه يه روزي منم جاي اونا بودم راه درستي براي آيندشون انتخاب كنن، بعد از 7 سال درس خوندن تو دانشگاه اينو فهميدم كه آدم بايد از كاري كه ميكنه و درسي كه مي خونه واقعا لذت ببره وگرنه عمرش تلف شده، من خودم نسبتا راضي بودم....